تبلیغات
بهترین شعرهای انتخابی من - مطالب علیرضا بدیع

چون طفل که از خوردن داروست پریشان

با دوست پریشانم و  بی دوست پریشان

 

ابرو به هم آورده و گیسو زده بر هم

چون ابر که بر گبند مینوست پریشان

 

مجموعه‌ی ناچیز من آشفته‌ی او باد

آنکس که وجودم همه از اوست پریشان

 

دست و دل من بر سر این سلسله لرزید

در جنگل گیسوی تو آهوست پریشان

 

آرامش دریای مرا ریخته بر هم

ماهی که پری‌خوست پری‌روست پریشان

 

با حوصله‌ی تنگ و دل سنگ چه سازم؟

با دوست پریشانم و بی دوست پریشان 

علیرضا بدیع




طبقه بندی: علیرضا بدیع،

تاریخ : جمعه 2 آبان 1393 | 08:16 ب.ظ | نویسنده : محمدرضا علی پور ایوری | نظرات

به روز واقعه بردار ابروانت را

برای دلبری آماده کن کمانت را

 

نگاه من پی معماری نوین تنت

به کشف آمده تاریخ باستانت را

 

رسیده تا کمرت گیسوان و  می‌ترسم

میان خرمن مو گم کنم میانت را

 

ندیده وصل طلب کردم! این زمان چه کنم؟

علی‌الخصوص که دیدم تن جوانت را

 

من از دهان تو در حیرتم که از تنگی

خدا چگونه میانش دمیده جانت را؟!

 

به یمن چشم تو شاعر شدن که آسان است

نیم پیامبری راستین، زمانت را

 

دو آیه آینه بر من بخوان! که تذکره‌ها

رسانده اند به جبریل دودمانت را

 

گرفته‌ام به غزل پیشی از چکاوک‌ها

تو نیز در عوضش غنچه کن دهانت را! 

علیرضا بدیع




طبقه بندی: علیرضا بدیع،

تاریخ : جمعه 2 آبان 1393 | 08:06 ب.ظ | نویسنده : محمدرضا علی پور ایوری | نظرات

خنجر از بیگانه خوردن سخت و درمان سخت‌تر

نیشخند دوستان اما دوچندان سخت‌تر

 

خنده‌هایم خنده‌ی غم،‌ اشک‌هایم اشک شوق

خنده‌های آشکار از اشک پنهان سخت‌تر

 

چید بالم را و درهای قفس را باز کرد

روز آزادی‌ست از شب‌های زندان سخت‌تر

 

صبح گل آرام در گوش چنار پیر گفت:

هرکه تن را بیشتر پرورد، شد جان سخت‌تر

 

مرگ آزادی‌ست وقتی بال و پر داری، کنون

زندگی سخت است اما مرگ از آن سخت‌تر 

علیرضا بدیع




طبقه بندی: علیرضا بدیع،

تاریخ : جمعه 2 آبان 1393 | 08:04 ب.ظ | نویسنده : محمدرضا علی پور ایوری | نظرات

  • جعبه جادویی
  • فروش بک لینک انبوه
  • ضایعات